طبیعتا مهم ترین بحران ها ناشی از اقتصاد دولتی است که کشورها را در طی سال ها فلج کرده است.

گفتگو با جعفر قنادباشی
کارشناس مسائل سوریه
موسسه آینده پژوهی جهان اسلام

 

واژگان کلیدی: بحرانهای اقتصادی ، جهان اسلام، بحران اقتصادی در جهان اسلام، بحران، اقتصاد، بحران اقتصادی

بحرانهای اقتصادی در جهان اسلام یک از انواع و شاخه های بحران در جهان اسلام در نیم سده اخیر بوده است. در این بین برای بررسی بیشتر این بحران ها و ویژگی های آن گفتگویی با جعفر قناد باشی کارشناس جهان اسلام داشته ایم:

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: ما چند دسته بحران اقتصادی در جهان اسلام داشته ایم؟

ما در جهان اسلام، طی چند دهه گذشته بحران های مختلفی را پشت سر گذاشتیم که یکی از این بحران ها به ساختارهای تک محصولی بر می گردد که بحران های داخلی زیادی را دامن زده است. یکی هم بحران های به تعامل جهان اسلام با دنیای غرب است که به بحران های ناشی از واردات بی رویه مربوط می شود و باز به بحران های دیگری می رسیم که ناشی از سرمایه گذاری های هدف دار خارجی در جهان اسلام بوده است که آن هم در بسیاری از کشورها سبب ایجاد بحران ها و تغییر ساختارها شده است. همچنین بحران هایی ناشی از جابه جایی نیروهای کاری در عرصه کشاورزی و.. فعالیت داشته اند و به شهرها آمده اند و سبب شده اند که هم شهرها دچار مشکلات ناشی از مهاجرت ها شوند و هم روستاها (که مراکز تولید بوده اند) به مراکز مصرف کننده تبدیل شوند و کشاورزی از رونق بیفتد. این ها بحران های جهان اسلام طی چند دهه گذشته با آن رو به رو بوده است.

رشد سریع جمعیت در جهان اسلام و عدم توانایی ساختار اقتصادی برای پاسخگویی برای به کار گرفتن این نیروها یکی از بحث های جهان اسلام بوده است و ایجاد ساختارهای مبتنی بر ایدئولوژی غرب (که این ساختارها مبتنی بر منافع اقتصادی غربی ها از آن بهره می بردند) باعث شده است که در داخل جهان اسلام بحران هایی را ایجاد کند و بیش از این که برای مردم زمینه های تازه ای ایجاد کند، آن ها را وارد عرصه اقتصادی نماید. این بحران اقتصادی همراه با معضلات سیاسی و اجتماعی فراوانی طی چند دهه اخیر همراه بوده است.


موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: اگر قائل به تقسیم بندی جهان اسلام به کشورهای آفریقایی، آسیایی، اروپایی و ... باشیم، نقش نظام ها در این کشورها خصوصا نظام های کمونیستی و سوسیالیستی، نظام های لیبرالیستی و ... چه نقشی در ایجاد بحران های اقتصادی داشته است؟

بحران هایی که ناشی از دنیای شرق یود، سبب اقتصاد دولتی ناکارآمد در کشورهای اسلامی  شد و اقتصادی که رشد لازم و نرخ رشد لازم را نداشت و لذا کشورهای اسلامی را متوقف کرد و قدرت دولت ها را که دارای اهرم های اقتصادی و از مالکیت صنایع بزرگ و تاسیسات کلیدی برخوردار بودند، سبب افزایش قدرت های دیکتاتوری در بسیاری از کشورهای اسلامی که به شرق نزدیک بودند و الگوهای شرقی را در حکومت های خود پذیرفته بودند شد و در آنجا رقابت های اقتصادی آن ها متوقف شد. به همین دلیل می توان گفت که بسیاری از این کشورها از قافله تمدن عقب ماندند. علاوه بر این کشورهایی که سیستم و ساختار غربی را در کشورهای خود پذیرفته بودند. این که سیستم این ها به دلیل این که به آن ها اجازه می داد که سرمایه دار غربی به کشور وارد شود و بازار خود را به روی محصولات غربی باز کند، معضلات زیادی ایجاد شد و عمدتا سرمایه گذاران غربی در کشورهای اسلامی، با هدف خاصی (هدف بهره برداری از نیروهای کار و یا حتی به هم زدن ساختارهای سیاسی) وارد می شدند. در بسیاری از کشورها هم زمانی که بازارها به روی کالاهای غربی باز شد که به جای کالاهای صنعتی و کالاهای زیربنایی در اقتصاد، کالاهای مصرفی وارد شدند و نگاه مردم را تبدیل به مردم مصرف زده کرد که همراه با خود یک نوع تهاجم فرهنگی را هم به همراه داشت. این امر همچنین قدرت رقابت را با صنعت بومی و ساختار بومی از میان برد و زمینه ای  فراهم کرد که کشورها اقتصاد بسته ای داشته یا صنایع مونتاژ (که کشورها عمدتا چون طرفدار غرب بودند) داشته باشند. کشورهای غربی مونتاژ را در این کشورها به راه انداختند و صنایع مونتاژ هیچ گاه سبب استقلال اقتصادی برای این کشورها نشد، بلکه زمینه وابستگی بیشتر را برای این کشورها فراهم می کرد.

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: در یک دهه گذشته، نقش بحران های اقتصادی در جهان اسلام چگونه بوده است؟ تا چه حدی کشورهای گوناگون اسلامی، دچار بحران اقتصادی بوده اند؟
در بعضی از کشورهای اسلامی، بعضی از بحران ها حتی سبب تعویض حکومت ها و ساختارهای حکومتی شد. مخصوصا در بحران نفت در کشوری مانند نیجریه و سایر کشورها، سبب تلاطم های اقتصادی شد. در نیجریه چندین کودتای پی در پی را به سبب افزایش و کاهش قیمت نفت داشته ایم. افزایش یکباره قیمت نفت در کشورهایی مانند اندونزی و ایران در زمان شاه، یا بعضی از کشورهای عربی، سبب خرید تسلیحات بیشتر و ابزار دیکتاتوری بیشتر شد. به نظر می رسد که این یک بحران نیست، اما ورود سلسله دلارها بدون برنامه ریزی، بحران هایی را ایجاد کرد و سبب تبعات جدیدی شد. اما بحران هایی مانند بحران های ناشی از معضلات داخلی، افزایش جمعیت و ... بحران های اقتصادی بودند، اما به بحران های اجتماعی تبدیل شده بودند و در واقع نوعی بر هم ریختگی را در این کشورها در طبقات متوسط یا فرامتوسط را ایجاد کردند که می توان گفت بیشترین معضلات سیاسی و فرهنگی را ایجاد و بیشترین مصرف را در این کشورها تقویت کردند.


موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: در شرایط کنونی اگر اقتصاد کشورهای مختلف را دسته بندی کنیم، چه کشورهای اسلامی در شرایط کنونی دارای بحران های بیشتری در اقتصاد خود هستند؟

کشورهای اسلامی را باید به سه دسته تقسیم کرد. کشورهای نفت خیز، با توجه به کاهش سریع و با شتاب قیمت نفت دارای بحران خاصی هستند. آن ها به یکباره با کاهش قیمت نفت درآمد عمده ای را از دست دادند. این کشورها، شامل کشورهایی مانند لیبی، الجزایر، نیجریه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، کویت، امارات و عربستان و عراق و اندونزی بودند. کاهش یکباره بهای نفت تبدیل به بحرانی جدی در این کشورها شده است و هنوز خود را در بودجه های سالانه نشان نداده است، اما می تواند مشکلات زیادی را که حتی ممکن است به مشکلات اجتماعی بینجامد، به همراه داشته باشد. در حال حاضر نگرانی بزرگ این است و طبیعتا در جابه جایی قشرها و تبدیل یک سری افراد متوسط به افراد فقیر در این کشورها کمک می کند و بحران های زیادی را می تواند به دنبال داشته باشد. در قسمت دیگر کشورهایی هستند که معادنی ندارند و در دسته کشورها فقیر قرار می گیرند. کشورهایی مانند مالی، بورکینافاسو، سومالی، جیبوتی درآمد نفتی و توریستی قابل ملاحظه ای ندارند و صنایعی هم که بتواند درآمد ارزی لازم را برای آن ها کسب کند، دارا نیستند. لذا طبیعی است که این دسته از کشورها با توجه به این که هنوز جامعه مصرفی را ندارند، مشکلات زیادی را در خرید کالا ندارند. اما این کشورها با توجه به اقتصاد جهانی، که اقتصاد ظالمانه ای و فشار و فاصله را بین شمال و جنوب زیادتر می کند، فقر در این کشورها به تدریج بیشتر خواهد شد و آینده روشنی را از نظر اقتصادی ندارند و می توان گفت که این کشورها آینده تیره ای را در پیش روی خود دارند. اما در دسته سوم، کشورهایی به نفت متکی نیستند و توانسته اند تا اندازه ای با تولیدات داخلی خود، چه تولیدات کشاورزی و صنعتی، وارد مراحل قابل قبولی از توسعه شوند. مانند کشور اندونزی که وارد مراحلی از توسعه صنعتی شده است. کشور غنا نیز وارد مراحلی از تولیدات محصولات کشاورزی شده است تونس که صنعت توریسم در آن رشد کرده است، درآمد های ارزی خوبی را داشته است و بعضی از کشورهای خلیج فارس که کشورهایی مانند قطر و بحرین توانسته اند در سیستم های بانکی سرمایه گذاری کنند و سرمایه گذاری را به وجود آوردند که ناشی از نفت نیست و ناشی از نوعی خدمات بانکی است. ترکیه هم توانسته است تولیداتی را در صنایع داشته باشد. این دسته از کشورها را می توان موفق ترین کشورها دانست، زیرا ساختارهایی را برای تامین درآمدهای ارزی خوب، کشاورزی، صنعتی و خدماتی در کشور خود ایجاد کرده اند.


موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: آینده بروز بحران های اقتصادی در جهان اسلام به چه عواملی وابسته است؟

عوامل بسیاری در این زمینه موثر هستند، اما مهم ترین عامل تلاطم اقتصادی جهانی است. اگر اقتصاد جهانی سیر مثبتی پیدا کند، طبیعتا جهان اسلام هم از این سیر مثبت برخوردار می شود، ولیکن به جز این به ساختارهای حکومتی و اقتصاد دولتی برمی گردد که اگر اقتصاد دولتی به اقتصاد بخش خصوصی واگذار شود، این بحران ها کاهش پیدا می کند، اما با توجه به این که این ساختارهای دولتی در کشورهای اسلامی حفظ می شود، طبیعتا مهم ترین بحران ها ناشی از اقتصاد دولتی است که کشورها را در طی سال ها فلج کرده است و در حال حاضر هم روند توقف و کندی اقتصاد جهان اسلام به دولتی بودن اقتصاد برمی گردد.

e-max.it: your social media marketing partner

دیدگاه‌ها   

0 #1 محمد 1394-11-26 15:43
با سلام
گفتگوی خوبی بود.
تشکر
گزارش به مدیر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید